
جوك و sms
ترکه میره مشهد میگه : یا امام علی کی ظهور می کنی من این همه نیام قم !

برای مشاهده متن كامل به ادامه مراجعه کنید
پنج تلاش بيهوده در زندگي :
1_ گدايي در اصفهان
2_مطربي در قم
3_ شالي کاري در قزوين
4_انسان شناسي در اردبيل
5_ تشخيص هويت در رشت
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ما که با هم تعارف نداریم ، اگه چیزی بود همون بالا می گفتم
لره از كنار جن رد ميشه...جن ميگه بسم الله اين ديگه كي بود
ترکه میره مشهد میگه : یا امام علی کی ظهور می کنی من این همه نیام قم !
هه هه هه!
.
.
.
.
.
.
.
ببخشید ، یه لحظه قیافتو تو ذهنم مجسم کردم ، نتونستم جلوی خنده مو بگیرم !
اولين دوره المپيک لرها، موسوم به "لرمپيک" با رشته هاي زير آغاز شد: -
شناي با مانع، - کشتي پروانه، - پرش روي نيزه، - شيــــــــــرجه روي چمن،
اسب سواري با سگ گله
خیلی دوست دارم همیشه باهات باشم ولی باغ وحش که جای من نیست!!!
اگه خواستی به خر بوس بدی به این نکات حتما توجه کن :
.
.
.
.
.
.
.
خاک بر سرت مگه میخوای به خر بوس بدی ؟!!
وقتی يک زن از ازدواج مي ترسه، به اين دلیل نيست که از دل بستن به يک مرد مي ترس، بلکه دل بريدن از بقيه مردهاست که اونو مي ترسونه
كدام عضو مرد است كه هيچ استخواني ندارد، پررنگ است، دوست دارد تلمبه
بزند و در عشق بازي نقش مهميدارد؟................... اون عضو، «قلب» است،
البته نظر شما هم محترم است
چندنفر داشتن میرفتن کوه، سرپرستشون (که از قضا لکنت زبون هم داشته) از
وسط راه شروع میکنه میگه: چ چ چ.... ملت اول یکم نگاش میکنن ببینن
چیمیخواد بگه، بعد میبینن نمیتونه حرفش رو بزنه، بیخیال میشن و راه
میافتن، این بابا هم همه مسیر همینجور هی میگفته چ..چ..چ.. وقتی میرسن
بالا میخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره میگه: چ..چ..چا..چا..چا..چادر
یادم رفت! ملت میگن ای بابا رودتر میگفتی، حالا باید برگردیم پایین! تو
راه برگشت سر پرسته هی میگفته: ش ش ش.. ولی ملت دیگه شاکی بودن و کسی توجه
نمیکرده، وقتی میرسن پایین یارو بالاخره میگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخی
کردم
ميگن توي اصفهان همه كانديداها براي اينكه صرفه جويي كنن پوستر تبليغاتي چاپ نكرده بودن هر روز از يه درختي آويزون مي شدن
چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان
پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به
خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد
تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده
است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از
امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري
رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس
نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك
بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فكري كرد
و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به
دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك
ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله
نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ
دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ
بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود؟»....!!!!
تركه باباش ميميره ميخواسته خاكش كنه جو ميگيرتش باراندازش ميكنه.
سه تا ترك رفته بودن ايستگاه راهآهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت
ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار
بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم
سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته
برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته
كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد.
تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون
دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم.
بسيجيه روز ولنتاين براي دوست دخترش عروسک احمدي نژاد ميخره !!
اصفهانيه به بچه اش ميگه: اگه همه نمره هات بيست بشه مي برمت پارک تا بستني خوردن بچه هاي ديگرو ببيني
ميدوني شلواركوتاه دختراواسه چيه؟ واسه سر به زير كردن بسرا